تبليغاتX
بنویس از سر خط

میمیرم برات
نمیدونستی میمیرم بی تو بدون چشات
رفتی از برم تو میدونستی که دلم بسته به ساز صدات
ارزومه که نمیدونستی میمیرم برات
عاشقم هنوز نمیخواستی که بمونی بسازی به ساز دلم
گفتی من میرم تو میخواستی بری تا فردا ها یار خوشگلم
برو راهی نیست تا فردا ها رها کن دلم رها کن دلم.
سفرت بخیر اگه میری از اینجا تا یه شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
نمیخوام بیای نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمیخوام ازت
نمخوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
برو تا بزرگی میخوام که فقط ارزوم بشی
ارزوم بشی.

منبع : فریاد بی صدا

+ تاريخ یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 16:58 نويسنده سیاوش |

 

دوست دارم آفتاب بشم تا نور بارونت کنم
دور تو بگردم و این دلو مجنونت کنم
آسمون بشم برات ستاره بارونت کنم
یه جون خالی دارم می خوام که قربونت کنم

دوست دارم کفتر بشم تو آسمون پر بزنم
برم و تو اوج عشق سری به دلبر بزنم
بشینم رو بوم یار لونه و چنبر بزنم
اگه روم درو وا نکرد تا به سحر در بزنم

همیشه با این که این دل نگرونه
یه بهار پشت زمستون و خزونه
می دونم خدای ما که مهربونه
ما رو باز به هم دوباره می رسونه


دوست دارم با تو باشم تا باشه دنیا
هم تو بیداری و هم تو خواب و رویا
واست آواز بخونم مثل قدیما...

" گل اومد بهار اومد می رم به صحرا ..........
 
 
خیلی قدرت می خواد
 بازم ادم به همه لبخند بزنه و با قدرت بگه عیدتون مبارک "
 
+ تاريخ شنبه هفتم آذر 1388ساعت 14:41 نويسنده سپیده |

یه نگاه بنداز عزیزم ، می خوام بگم ، دوست دارم
خوب می دونی که بازم ، سر کارم
به من بگو عزیزم ، دو تا چشمـــاتو بیام چند بخرم ؟

نگو می ریم ما
اگه بخوای بگی منو دوست نداری
می میرم آخه دیوونه میشم
اگه بخوای منو تنهام بذاری

+ تاريخ جمعه ششم آذر 1388ساعت 22:38 نويسنده سیاوش |